ای خدای تنهایان و بی کسان و بی مونسان!
ای مخاطب آشنای دردهای نگفتنی!
اگر بناست بسوزیم طاقتمان ده
و اگر بناست بسازیم قدرتمان ده!
ای محبوب جاودانی!
اگر نبود عطر حضور تو،در تعفن این لاشه های مردار چگونه تاب می آوردیم و اگر نبود گرمای دستهای تو،در این سرمای بی کسی چگونه سر می کردیم.؟!
ای معبود دوست داشتنی!
از میان ظلمتی که بر درون و بیرونمان سایه گسترده،روزنی رو به روشنایی مهدوی بگشا تا بهانه ای برای زنده ماندن پدید بیاید.
ای مهربانی بی منّت!
ما را آن چنان نگران خودت کن که هیچ جاذبه و دغدغه ای نگاهمان را از تو نگیرد.کور باد چشمی که تو را نگران خویش نمی بیند.
ای تنها تکیه گاه!
از چشیدن نامردی و کشیدن نامرادی گریزی نیست.باک هم نیست.به شرط آنکه حسابش نزد تو محفوظ بماند.و البته خوش حساب تر از تو کیست؟!
ای خدای آسمان و زمین!
بخل و دروغ و حسادت و کین را از میان مسلمین برچین.که اینها هرگز با اسلام و دین جمع نمی شود.
ای خدای منتقم!
در این وانفسای گرانی،تنها کالای رو به تنزّل دین توست.بهای آن را در چشم دین فروشان بیفزا تا چنین ارزانش نفروشند.
خدایا!
آن قدر برپای طلب،تاول نامرادی نشسته است که جز تو محبوبی را سراغ نگیریم.
و آن قدر بر قلب عاطفه،خنجر جفا خورده است که سر به دامان دیگری نسپاریم.
خدایا!
خسته ایم.دلگشاتر از تو کیست؟!
درمانده ایم.کریمتر از تو کجاست؟!
خدایا!
ما را اسباب عزت دینت قرار ده،نه اسباب خواری اش.
خدایا!
فردا برای تنّبه دیر است.امروز هشیارمان کن!
خدایا!
دنیا حیرتکده است!سهم ما را افزون کن!
سید مهدی شجاعی
